عکسهای سیزده ,چهارده و پانزده ماهگی خانومی
دخملیه خوشگلم بالاخره تونستم این پست رو هم برات تکمیل کنم البته با چند ماه تاخیر

امیدوارم مامانی رو ببخشی گلم
اینجا سیزده ماهت بود و عشششششششق شونه داشتی از موهای خودت و منو بابایی تا موهای عروسکات رو همه شونه میزدی

اینم یه صحنه از مادری کردنت واسه عروسکات 
داری بهش غذا میدی قربون دستات برم الهی

کلبه ی کوچیک و خوشگلت شده پاتوق و خلوتت 
البته هر کی رو دوست داشته باشی توش راه میدی عزیز دلم

واما
عاشق مرغابی هستی و گربه
اینجا پارک خانوادست و داری به مرغابیها غذا میدی فدات شم

اینم گربه تا دیدیش رفتی براش 
اول صداش کردی و...

بعد بهش گفتی بیاااا

اون یکی از دستت فرار کرد و این یکی رو تو پارک دولت دیدی و باش کلی بازی کردی

گربه ازت نمیترسید براش غذا انداختیم
یه تیکه نون دستت بود تو یه لحظه گربه خیز برداشت برات اگه بابا سریع شما رو بلند نمیکرد نون و با دستت گاز زده بود
گربه ی بدجنسسسسسسسسسس
عکسهای شیطونک در ادامه ....
اینجا پستونکت رو که هیچوقت دهنت نذاشتی رو پیدا کردی و داشتی گازش میزدی 
یه بار خودت یه بار عروسکت

ای جونــــــــــــــــمممممممممم قیافه پر نمکت

زندگیم چشششششماااااااااااااااااات

دخملیه کوه نورد

و مامانیه کم حواس
داشتم لباست رو عوض میکردم که دیدم دو تا پاتو ذاشتم تو یه لنگه شلوارت
وای که چقدر خندیدیم

اینم از مگنتی که سفارش داده بودم عکس پرینت
البته عکس محمدطاها و ثنا و ثمین رو هم سفارش دادم واسه عیدی خاله مرضیه و زندایی معصوم
که ازشون یادم رفت عکس بگیرم
اون زنبوره هم کار دست خاله مرضیه جونه




عکسهای سیزده ,چهارده و پانزده ماهگی خانومی
